سخنان بی پرده وزیر اطلاعات درباره توافق ژنو و مسائل سیاسی روز

وزیر اطلاعات سایق کشورمان  با حضور در حوزه علمیه چیذر، به سخنرانی درباره جزئیات فتنه 88 و برخی پشت پرده‌های فعالیت احزاب سیاسی نزدیک به طیف اصلاحات در کشور پرداخت؛ سخنانی که با استقبال مخاطبین روبرو شد و حاوی مطالب و تحلیل‌های جالبی از شرایط فعلی کشور در عرصه داخلی و سیاست بین‌الملل بود.

خلاصه سخنان او به شرح زیر است :

* در فتنه 88 بسیاری از کسانی که در رأس بودند، جهت‌دهنده بودند، نامه می‌نوشتند، بیانیه و اطلاعیه می‌دادند، ساکت بودند و خیلی کارها می‌کردند، دانستند حق کجاست و باطل کجاست؟ حتی سران فتنه. اینها خودشان در این مملکت رئیس‌جمهور، رئیس مجلس و نخست‌وزیر بوده‌اند. در این مملکت انتخابات برگزار کرده بودند و می‌دانستند، پس تنها تشخیص حق از باطل نیست. تشخیصی که همراهش انجام به‌موقع تکلیف باشد.
.
* باید مدیریت قوی کرد تا این تحریم‌ها برطرف شوند. بخش خصوصی ما وقتی صادرات دارد، فریادی که می‌زدیم و با کمال تأسف بدان توجه نمی‌شد، این بود که بخش خصوصی دارد صادراتش را به خارج می‌برد، دلارهایش را در آنجا دپو می‌کند و به داخل نمی‌آورد. این دلارها را اگر بیاورند، بسیاری از مشکلات تحریم حل می‌شود.
.
* در قضیه اورانیوم غنی‌شده 20% حدود دو سال پیش ناگهان سوخت رآکتور تهران که برای مباحث درمانی است دچار مشکل شد. در رآکتور تهران مجموعه‌ای وجود دارد که برای تولید داروها به اورانیوم غنی‌شده 20% نیاز دارد. بخش عمده‌ای از درمان کشور به این رآکتور وابسته است که نیاز به غنی‌سازی 20% دارد. جمهوری اسلامی برای این که می‌خواست صداقت خود را نشان بدهد، گفت ما برای فعالیت‌های درمانی و پزشکی به اورانیوم 20% نیاز داریم. بیایید و به ما بدهید و به آژانس اعلام کرد که کمک کنید و 20% را در اختیارم قرار بدهید و پولش را هم بگیرید. امریکایی‌ها احساس کردند یک چیزی پیدا شده است که می‌توانند روی آن مانور بدهند و ایران را تحت فشار بگذارند. آمدند و گفتند اگر بخواهید 20% را به شما بدهیم یک شرط دارد و آن این است که آنچه تا حالا غنی‌سازی 5/3% داشته‌اید، باید فریز و پلمپ کنید، تحویل ما بدهید تا ما آن را به 20% تبدیل کنیم و به شما برگردانیم. مقام معظم رهبری با تیزبینی‌که داشتند فرمودند 20% را بدهند، بعد ما 5/3% را تحویلشان می‌دهیم. آنها گفتند این مقداری که تا حالا غنی‌سازی کرده‌اید باید پلمپ شود. بالاخره کار تا اینجا پیش رفت که مقام معظم رهبری فرمودند ما می‌پذیریم که این مقداری را که غنی‌سازی کرده‌ایم ببریم ترکیه، در آنجا پلمپ شود. در اختیار ترکیه باشد، شما 20% ما را بدهید، بعد آنها را بردارید و ببرید. جمهوری اسلامی تا اینجا هم پیش رفت، ولی آنها زیر بار نرفتند. این زیر بار نرفتن آنها برای ما خیر و برکت زیادی داشت. این خیر و برکت چه بود؟ جوان‌های حزب‌اللهی سازمان انرژی هسته‌ای از قبیل احمدی روشن طراحی کردند. به این نکته دقت کنید. آن سیستم پزشکی‌ای که داریم و باید این سوخت 20% را روی آن قرار بدهند و استفاده کنند، در دنیا مثل و مانند ندارد و این 20% را باید جوری طراحی و غنی‌سازی کرد که بشود به این سیستم خوراند. آنها به ما گفتند ما برایتان غنی‌سازی می‌کنیم، بعد یک فرجه زمانی یک ساله از ما می‌خواستند که تازه کاری بکنند که به این سیستم و دستگاه بخورد، اما بچه حزب‌اللهی‌های خودمان در یک فرصت سه چهار ماهه 20% را غنی‌سازی کردند و آن هم به‌گونه‌ای که به این دستگاه و سیستم می‌خورد و رآکتور تهران راه افتاد.
 
.
* خوب دقت کنید آنها چطور کلمه به کلمه و تک‌تک جملاتشان حساب‌شده است. اوباما در نامه‌اش چه می‌گوید؟ در مذاکره تلفنی‌اش با رئیس‌جمهور ما چه می‌گوید؟ می‌گوید: «ما حق دسترسی به انرژی هسته‌ای را برای مردم ایران در قالب ضوابط، قواعد و قطعنامه‌های سازمان ملل و قوانین بین‌المللی قبول داریم». به کلمات دقت کنید. می‌گوید: «حق دسترسی». دسترسی در مجامع بین‌المللی یعنی چه؟ یعنی این که شما برای نیروگاه هسته‌ای بوشهرتان نیاز به سوخت هسته‌ای دارید؟ باید بدان دسترسی داشته باشید. بیایید امریکا برایتان تأمین می‌کند. بیایید فرانسه به شما می‌دهد، روسیه هم به شما می‌دهد. حق دسترسی است دیگر. بعد هم می‌گوید حق دسترسی برای مردم ایران و نمی‌گوید جمهوری اسلامی. ببینید چقدر حساب‌شده با ما برخورد می‌کنند، چون آنها اصلاً جمهوری اسلامی را قبول ندارند. در مکاتبات و اظهاراتشان بروید ببینید. می‌گوید حق دسترسی برای مردم ایران. حتی دستیابی هم نمی‌گوید، چون دستیابی یعنی خودت می‌توانی غنی‌سازی کنی، اما می‌گوید دسترسی. هم در نامه و هم در تلفن می‌گوید در قالب قطعنامه‌های سازمان ملل، پروتکل‌ها وآئین‌نامه‌های بین‌المللی.
 
* حالا در همین توافق‌نامه با کمال تأسف نکاتی وجود دارد که بسیار تکان‌دهنده هستند. یکی از چیزهایی که در این توافق‌نامه هست این است که برای ما حق تحقیق و توسعه علمی را قائل شده‌اند، اما چه جوری حق دارید؟ مثلاً نیم یا یک تن اورانیوم در اختیار شما قرار می‌گیرد، همین را به موارد مختلفی که در فرآیند پژوهش‌هایتان پیش می‌آید تبدیل کنید، دو باره برگردانید سر جای اولش، دو باره تبدیل کنید. حق این که چیزی به آن اضافه کنید ندارید. این یعنی چه؟ بعد می‌گوید در شش ماهه اول هر سانتریفیوژی که از کار افتاد می‌توانید بازسازی کنید، ولی در شش ماهه دوم دیگر چنین حقی ندارید. یعنی چه؟ تقریباً روزی 50 تا از سانتریفیوژهای ما منفجر می‌شوند، از کار می‌افتند و مشکل پیدا می‌کنند. در مرحله اول می‌گوید همینی را که خراب شده است می‌توانی درست کنی. سانتریفیوژ جدید هم نباید بسازید. همین را باید بروی و درست کنی. حالا این درست‌شدنی هست یا نیست، کاری به این کارها ندارد. بعد می‌گوید در شش ماهه دوم اینها هم از کار افتادند و دیگر حق نداری چیزی جایشان بگذاری. روزی 40، 50 تا هم که از کار می‌افتند و شما هم حق ندارید جایگزین کنی، بعد از شش ماه دوم دیگر سانتریفیوژی داری که غنی‌سازی کنی؟
 
.
* در آلماتی ایرانی‌ها وقتی طرحشان را ارائه می‌دادند، به‌قدری طرح جامع بود که همه ساکت شدند. من تمام مذاکرات را ریز به ریز گوش کرده و متن آنها را خوانده‌ام. همان جا نماینده انگلیسی می‌گوید به جای خوبی رسیده‌ایم. ادامه بدهیم و کار را تمام کنیم. همان جا شرمن، نماینده امریکا کاغذی برای نماینده انگلیس می‌نویسد که: «خفه شو! تو چه کاره‌ای که حرف می‌زنی؟» امریکایی که با انگلیس می‌تواند این طوری برخورد کند، در اینجا نمی‌تواند به فرانسه بگوید تو خفه شو؟فرانسه بیاید بازی را به هم بزند؟ انتخاب فرانسه هم حساب‌شده است. اخبارش را نمی‌توانم در اینجا بگویم، اما این انتخاب هم حساب‌شده است، به خاطر این که در مسائل اقتصادی و بازرگانی می‌داند وضع ما با فرانسه چیست و او را انتخاب می‌کند. این مدیریت دشمن است، چون بالاخره ما دشمن امریکا هستیم. امریکا دارد ما را مدیریت می‌کند که افکارمان را به کدام سمت ببرد. مدیریت دشمن یعنی این. آن وقت با کمال تأسف بعضی از افراد ما در داخل حواسشان نیست می‌آیند و می‌گویند شعار «مرگ بر امریکا» را جمع کنید.
 
.
 
/ 1 نظر / 20 بازدید